جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
576
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
شهريار تفويض كند وجه به خزانهء اختصاصى خواهد رسيد كه همان مداخل اوست . بعضى راههائى كه جهت حصول اين قبيل عايدات تدبير شده است در اينجا بيان مىشود و بدين سبب من بررسى بيشترى راجع به رسم فعلى مداخل را روا نمىشمارم . در سلسله مراتبى كه اشاره شد ، والى كه وجه كلانى براى احراز مقام خود پرداخته است و از حيث علاقه و يا جبران ضرر خويش به هيچوجه بىمايه نيست ماليات يا گمرك را در مقابل مبلغى شايد دوبرابر آنچه خود تقديم كرده بود به نفر سوم واگذار مىكند كه مبلغ تفاوت مداخل شخصى اوست و به همين نحو حاكم نيز از ضابط و او هم از تحصيلدار حقى دريافت مىدارد . رسم واگذار كردن كه در ايران بسيار متداول است وسيلهء آسانى براى كسب مال و بهرهء مورد علاقه فراهم مىسازد و سيستم مداخل سير خود را تا نهايت ادامه مىدهد به حدى كه كسى باقى نمىماند تا دينارى از او نصيب بشود . يك نفر اطريشى بارنفن توفن اشتاين نام به مدت يكسال از 1881 تا 1882 حاكم و عهدهدار دارائى ناحيهء ساوه بود و راجع به مشاهدات خود شرح بسيار جالبى انتشار داد . او تعريف مىكند كه سلف او براى اشغال همين مقام 25000 فرانك تقديم نموده بود ( مداخل شهريار يا وزيرى كه آن مقام را اعطا كرده بود ) و خود يك سال كه متصدى آن كار بود 80000 فرانك وصول كرد ( مداخل خود او ) ، اما هرگاه اين مراحل پىدرپى اخاذى در امور كشورى فوق - العاده يا غيرعادى ننمايد لابد همين كار در حوزهء لشكرى موجب هيجان بيشترى خواهد شد . احتياج به كتمان نيست كه اكنون هيچ فرمانده عاليمقامى بدون پرداخت مبلغ قابلتوجهى به منصب خود نمىرسد و مداخل او هم منوط به اين خواهد بود كه چه مبلغى از زيردستان و ايشان نيز از پايينتران دريافت مىكنند و اين عده هم كه استعداد مشابهى دارند از نفرات تابع خود بدست مىآورند ، به اين نحو كه به آنها مرخصى يا اجازهء كار در بازار مىدهند .